تبلیغات
آبای انزلی - نویسنده: خدیجه روشن داستان(عید من)

آن کس که تو را شناخت جان را چه کند/ فرزند و عیال و خانمان را چه کند... یا مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف)...

نویسنده: خدیجه روشن داستان(عید من)

نویسنده :سونیا سجادی
تاریخ:یکشنبه 25 اسفند 1392-10:28 ق.ظ

                   
"عید من"

اگر این تکان خوردنها نبود بی تردید از این خفقان  رهایی نداشتم.  هوا حسابی دم کرده بود مثل اینکه در   دهانه ی آتشفشان  بودم و انتظار داشتم هر لحظه گدازه ها فوران کنند،امّا نه از زمین بلکه از آسمان ،نه صدای جنبنده ای و نه حتی حرکت برگ درختی ،هیچ نوایی شنیده نمی شد .چیزی خنکم نمی کرد حتی آه های سردم که کم کم از ناامیدی به یخ بدل می شداثربخش نبود .
به خاطر تاریکی ،دیدم هم خوب نبود احساس می کردم روحم از دلتنگی قالب گرفته ،روز های خوش گذشته را آرزو  می کردم انگار همین دیروز بود وقتی که وارد این خانه شدم چه غوغایی بود ،همه در جنب وجوش و هر یک مشغول به کاری . پرده ی کنار در حیاط را که  کنا زدیم باغ بزرگی جلو ی رویمان  نمایان شدچمن های سبز مخملی  با سنگفرش های چند شاخه شده در میانشان ،تا چند متری اطراف خانه را پوشانده بود.
درختان میوه  با شکوفه های صورتی و سفید زود تر از هر چیزی خود نمایی می کردند دو سرو شیراز در دو طرف باغ همچون دو نگهبان قد بلند  واستوار پاسبان این زیبایی ها بودند و زیر پایشان تا شعاع یک متری با باغچه ای دایره ای و پر از گل احاطه شده بود زیر پایشان در صف اول نرگس  ها با عطر بهشتی  طلایه دار بودند بعد همیشه بهار وبنفشه های رنگارنگ و حلقه ی آخر هم با  پا مچال های     پا کوتاه تکمیل شده بود. درختان لیمو و پرتقال و نارنج با میو ه هایی که از سال قبل بر سر داشتند جلوه گری می کردند .
یاس زرد و گل به ژاپنی در گوشه کنار باغ با نظم خاصی کاشته شده بودند در دو طرف تمام سنگفرشها نرگس های  سر خمیده زرد و سفید  با عطر دل انگیزشان به مدعوین خوش آمد گویی می کردندگنجشک های آواز خوان بین شاخه سارها شادمانه در جست وخیز و بودند وبا هر پرش بارانی از گلبرگ بر چمن های زمردین نثار می نمودند.
درست در وسط باغ یک حوض بزرگ پنج پر به بلندی دو پله با یک پنج پر کوچک در میان خود و کاشی های لاجوردی  قرار داشت   با سرو مطبقی در میا ن پنج پر کوچک که نظاره گر آب زلال  و صاف اطرافش  بود .
دور تا دور حوض به اندازه یک پله پایین تر از لبه گلدان های شببو بارنگ های سفید و بنفش چیده شده بود از همان زمانی که ما وارد خانه شدیم یعنی من ومحمد کوچولو ،پدرش علی آقا و دوست مسیحی اش که دیوید نام داشت ،محمد حسابی مواظبم بود که آسیبی به من نرسد ولی او هم مثل بقیه با دیدن این همه زیبایی مسحور کننده ،ماتش برد ه  بود و بعد از سلام وعلیک اولیه با فامیل که به استقبال عزیزانشان پیش آمده بودند،ما شروع کردیم به گردش در باغ همه محو تماشا بودیم علی ودیوید  از خدا و نعمتهاش می گفتن ولی  ما ازشون دور شدیم چون محمد یه پرتقال که زیر درختی افتاده بود برداشت و به گربه ی همسایه که از بالای دیوار رد میشد نشانه رفت حقش بود چون به من بد نگاه می کرد هر چی بود اونو حسابی ترسوند ومیوه یکراست افتاد بین شمدانی هایی که روی تاقچه های  دیوار چیده شده بود تمام دیوار های حیاط تاقچه داشت و جایی نمیدیدی که از گل محروم باشه.
مادر بزرگ محمد ننه عظمت خانوم که بهش ننجون می گفتن عاشق گل ودرخت و سبزی کاری بود و واقعا یه باغ بهشتی درست کرده بود .حتی دور ستون های بلندخانه ی قدیمی و با صفا هم گچبریهایی از گل بود که در نگاه اول به نظر طبیعی می آمد انگار گل لاله عباسی دور ستون ها دور زده و تا سقف بالا رفته و مثل گلهای باغ تازه غنچه وا کرده و به بهارخوش آمد گویی می کنه.
 محمد از گشت زدن دست کشید و رفت پیش بقیه .دخترها ، عروسها وچند همسایه قدیمی ننجون دور قابلمه های مسی ای که چند رو پیش از زیر زمین آورده شده و خوب صیقل خورده بود جمع بودند وداشتند سمنو می پختن عطر سمنو وگلهای باغ که باسلام وصلوات و دعا آمیخته شده بود فضای بهشتی را تداعی می کرد.
همه ی کارها با راهنماییها و نگاه مهربان ننجون عالی انجام شد ..صبح روز عیدننجون بانام خداسفره ترمه هفتسین عید را وسط اتاق بزرگ خانه پهن کرد وبعد قرآن خودش را بوسید وجلوی آینه گذاشت چشمم به دیوید بود او اهل اکراین است  وبا علی هم دانشگاهی است در در طول راه که می آمدیم فهمیدم که ایندو سر اینکه چند تا خدا داریم با همه بحث می کنند که به نظرم امر به این روشنی بحث ندارد بگذریم علی او را برای مراسم عید به خانه مادرش دعوت کرده تا بیشتر با ما و اعیاد  و عقایدمان آشنا شود او نیز  همه چیز را با دقت نگاه می کرد. بعد عکس عباس پسر دوم ننجون که شهید شده بود کنار ایینه و قرآن جاگرفت سیبهای سرخ توی کاسه سفالی لاجوردی،سماق،سرکه،گندم سبز شده،سکه،سیر ، سمنو ،شمدانهای قدیمی با شمعهای روشن انعکاس نورشان برایینه و قرآن و عکس شهید مانند برق ستارگان بود  صفا  و نورانیت همه جا موج می زد
همه شاد و خندان بودند علی همه چیز را برای دیوید جز به جز توضیح می داد . سال کهنه نفسهای آخرش را می کشید ننجون قرآن می خواند لحظه های آخر سکوت عجیبی فضا را پر کرده بود ،همه در حال دعا بودند دعای فرج را باهم زمزمه کردند، درحالیکه بعضی چشم به من داشتند .آخه میگن ماهی ها موقع تحویل سال تکون نمی خورن هر چند خود ما ما هی ها  از این موضوع خبر نداریم .دعای مقلب القلوب که تمام شد چند ثانیه بعد نخستین صفحه سال نو باز شد وبازار تبریک وماچ وبوسه شروع شد ننجون با اون نگاه مهربونش که همه رو جذب میکنه لبخندی با رضایت زد وبعدقرآن رو بوسید واز لای صفحات نورانیش عیدی تک تک بچه ها رو داد حتی به دیوید  بعد قرآن عزیز دست به دست شد و همه آن را بوسیدند جز دیوید،خلاصه شادی موج میزد همه با روحیه ای عالی سال جدید رو شروع کردند.
عادت ننجون این بود که ماهی قرمز نباید توی تنگ اسیر باشه و بلافاصله بعد تحویل سال علی منو برد و به آرامی وارد حوض کرد دیوید هم بود من گشتی زدم خیلی تمییز و قشنگ بود چند تا ماهی قدیمی از سالهای گذشته اونجا بودند که به من خیر مقدم گفتند زود حرفمون گل انداخت و از هر دری صحبت می کردیم که دیویدو علی لب حوض نشستند و باز سوال جوابها شون ادامه پیدا کرد ....
علی:دیوید جان ببین این همه زیبایی رومگرمیشه خدایانی اشتراکی درست کرده باشند؟با عقل جور در نمی آید!
دیوید:عزیزم، اینو بدون  که در تثلیث هیچ چیز غیرعقلانی ای وجود نداره
علی:شما چطور میگیید تثلیث غیر عقلانی نیست؟
شما چطور میگیید 1+1+1=3 این با کدام عقل جور در می آید!
دیوید:بین عزیزم، تثلیث نمیگه 1 + 1 + 1 = 3 ... هریک از اقانیم تثلیث بُعدی از وجود خدا (یهوه) هستند. پس بهتر بگیم: 1 × 1 × 1 = 1!
علی:شما لطفاً بفرمایید که چگونه منطقی است که عیسی مسیح به عنوان یک شخص و وجود مستقل قادر مطلق باشد و در عین حال نباشد، از دانش و آگاهی مطلق برخوردار باشد و در عین حال برخی از مسائل را نداند، حیاتش را از شخص دیگری گرفته باشد و در عین حال خود از ازل منشا حیات بوده باشد، مولود شده باشد و در عین حال ازلی باشد؟

دیوید:عزیزم، ازلی بودن نسبت به زمان - مکان مطرح است. شما فیزیک جدید نخوندی شاید ندونی. کلا ترتیب زمانی و مکانی، برخلاف دید کلاسیک از این مسئله، یک پدیده نسبی هستش! یعنی اینکه بگیم امروز شنبس پس فردا جمعس، در حالت کلی، خلاف منطق نیست.
علی:خیلی برام جالبه که تو سال دوم، کرس فیزیک جدیدمان، به آگوستین اشاره شده بود. ازش پرسیده بودن خدا که مثلا جهان رو تو T ثانیه قبل آفرید، چرا نیومد T + 1 ثانیه قبل بیافرینه؟! این جناب خدا، اصلا قبل از آفرینش چیکار میکرده؟آگوستین یک جواب خیلی جالبی میده: میگه قبل از آفرینش اصلا زمانی وجود نداشته! که بخوایم این مسئله رو مطرح کنیم. به همین شکل مولود شدن پسر از پدر، یا کلام از یهوه، فرای زمان-مکان صورت گرفته است. نقطه ای که عقل (که همه چیز رو نسبی تجزیه - تحلیل میکنه، و کلا مطلقیت را نمیتواندحتی تصور کند)، از دریافتش عاجز هستش! دیوید گفت :تجسم کلام یا تجسم پسر هست! یعنی عیسی در عین حال که خدا بود، انسانم شد! یعنی با آمدن این پسر نجار بر روی زمین، خدا به میان قوم اسرائیل آمد!و بواسطه اسرائیل با بشریت عهد جدیدی بست!
علی:درحالیکه دستی به آب زد و مرا به نام صدا زد«ماهی قرمز کوچولو» جات راهته ؟ با بقیه دوست شدی؟.........بعد گفت:دیوید جان خود انجیل به قول شما می گوید:
عیسی بدیشان گفت وقتیکه پسر انسان را بلند کردید آن وقت خواهید دانست که من هستم و از خود کاری نمی کنم بلکه به آنچه پدر مرا تعلیم داد تکلم می کنم و او که مرا فرستاد با من است و پدر مرا تنها نگذارده است زیرا که من همیشه کارهای پسندیده او را بجای می آورم. انجیل یوحنا:8 : 28و29

واین نشان می دهد که حضرت عیسی چیزی از جانب خود نمی گفته مگر اینکه خدا به او اجازه دهد.
و یا در متی میبینیم انجیل متی :28 /46 :و نزدیک به ساعت نهم عیسی به آواز بلند صدا زده گفت: (ایلی ایلی لما سبقتنی) یعنی الهی الهی مرا چرا ترک کردی. علی:مسیح خدایی که در بالای صلیب ترسید و یادش رفت که خودش خداست؟!!!!!! پیامبران در آن آیات شراب می نوشند با محارم ازدواج می کنند با خدا به تندی سخن می گویند و ستمگرانه مردم را می کشند و بت می سازند و می پرستند و با عروس خود ازدواج می کنندو.....
آدرسها: پیدایش : ( 38 / 6 - 7 و 11 - 19 ) (27 / 24 ) ( 9 / 20 - 27 ) ( 27 / 1 - 30 ) ( 19 / 30 - 38 )

پادشاهان: 11 / 1 و 3 - 12 * 13 / 11 - 24 و 26 خروج : 33 / 21 - 25 *6 / 20 * 5 / 24 - 26

اعداد:20 / 12 *11 / 11 - 14 اعداد 31 تثنیه : 2 /31 - 36 *21 / 10 و 13 - 17 داوران : 11 / 1 و 12 - 29

سموئیل :11 / 2 -27 لاویان18 / 12 (6 - 28) تواریخ 2 /3 –

علی:خدا خالق زمان است نه محصور در زمان و ازلی مطلق است و کسی که خود زمان را آفریده نمیتواند او را در زمان محدود کنیم بهتر است سری به نظریات انیشتن در باره زمان بزنید بعد در این باره وارد بحث شویم

مولود شدن یا بوجود آمدن عباراتی هستند که با ازلیت تناسخ دارند. وقتی که گفته می شود شخصی مولود شد یا بوجود آمد نمی توان آن شخص را ازلی دانست زیرا مولود شدن فقط در محدوده زمان قابل تعریف است.
بعنوان مثال تئوفیلوس آنتیوخی (حدود 115 -180 م.)در فصل چهارم از جلد اول کتابش (Theophilus to Autolycus) در مورد خدا گفت:
And He is without beginning, because He is unbegotten

: "عیسی تجسم کلام یا تجسم پسر هست!"
در صورتی که "تجسم" را "انسان شدن" به معنای واقعی در نظر بگیریم.
: "یعنی عیسی در عین حال که خدا بود، انسانم شد!" دو ذاته بودن مسیح سفسطه ای است که کلیسای تثلیثی در قرن چهارم بر اساس پیش فرض های نادرست بوجود آورد. عیسی مسیح به عنوان یک شخص و وجود مستقل نمی توند در حین حال دو ماهیت داشته باشد مگر اینکه از او دو "شخص" بوجود آورید، یک شخص واحد یا طبیعت الهی دارد یا طبیعت بشری. بله ولی بصورت مجازی، چون عیسی خود شخص یَهُوَه خدای تعالی نبود بلکه سفیر و نماینده او که به اسم او آمد. (یوحنا 43:5؛ 13:12)

دیوید:کلا، اینکه بگوییم خدا با داخل شدن به "زمان-مکان" به آن محصور میشود، بیمورد و نامربوط است. چون این محصور شدن تنها به "جرم و انرژی" مربوط میشود. در حالیکه وجود حق بزرگیش برتر از ماده (جرم و انرژی) هست.

به دیگر سخن، خداوند میتواند در یک عدس جا شود، بدون اینکه محدودیتی در سایزش پدید آید. چرا؟!

چون سایز خداوند (؟!) برتر از سایز ماده است، و نسبت به آن تاثیر نمی پذیرد.
مسیحیت دینی کاملا مبنی بر عقل است اینکه عقل شما نتواند چیزی را ثابت کند خلاف عقل نام نمیگیرد بلکه ضعف عقل را می رساند تناقض با عقل متفاوت از خلاف عقل بودن است تثلیث کاملا اگر بر اساس عقل نباشد خلاف ان نیز نیست ....
دیویددرادامگفت:
اینکه سخن از اسلام و عقلانیت ان کرده اید لطفا توضیح دهید اگر اسلام عقلانی است و هرکس میتواند راه خودش راانتخاب کند چرا در جوامع اسلامی اقلیت ها ازادی ندارند ؟ چرا نمیتوانیم داخل کشور از ازادی برخوردار باشیم
چرا حکم به ارتداد داده و ما را نجس می دانند مگر نه انکه هر کس ازاد است راه خود را نتخاب کند ؟
اگر اسلام بر پایه عقل است ( که بسیار خنده دار است ) چرا تنها با قدرت شمشیر اسلام را گسترش داده است خود محمد پیامبر اسلام نصف خدمت مذهبی خود را در جنگ گذراند ؟ شمشیر منطق اسلام است نه عقل دوستان عزیز چه عقلانیتی را شما در اداب و مناسک مذهبی تصویر میکنید فلسفه حج و قربانی کردن گوسفندان چیست ؟
فلسفه اینکه شما باید پنج بار نماز واجب خوانده شش بار نخوانید چیست؟ کجای عقل میگوید خدا میتواند متغیر باشد در صورتیکه قران براحتی خدا را متغیر معرفی میکمند چرا که ناسخ و منسوخ در قران حکایت از ان دارد قران خود ناقض خود می باشد این کجایش بر اساس عقل است ؟ در قران گفته شده سلیمان با مورچگان و جن و پری سخن میگفت این کجایش بر اساس عقل است ؟



کدام عقل می گوید یک مرد میتواند بی نهایت ازدواج مجدد داشته باشد. کدام عقل میگوید یک مرد میتواند در جنگ زنان ودختران اسیر را به کنیزی برد. کدام عقل میگوید با کنیز بدون ازدواج رابطه جنسی برقرار کرد چون مایملک توست. کدام عقل میگوید زن باید از مرد اطاعت کند درغیر اینصورت مرد مجاز به کتک زدن زن است ؟
کدام عقل اینها را میگوید ای کسانی که دم از عقل دراسلام می زنید ؟
علی: دیوید جان تو اینجا چندین روز مهمان مابودی آیا درخواست تحمیلی از توشد که بر خلاف عقلانیت یا  آیینت  باشد؟آیا کسی تو را نجس دانست یا خواند؟و....یا اینکه مثل بقیه بچه ها با تو رفتار شد و شاید هم بیشتر .از بقیه ،اسلام دین رفعت و مهربانی است.و...
 اسلامی که من به آن معتقدم این است نه آنچه بر سر کوچه و بازار میبینم و میبینی
و همینطور مسیحیت آیا واقعا شما تمام اعمال کشیشان مسیحی را میپزیرید؟فکر میکنم با این منطق شما فردا بگویید اسلام دین خشونت است چون القاعده آدم میکشد1 آیا این منطق به نظر شما درست است؟
بنا بر این کسی هم میتواند بگوید مسیحیت دین است در حالیکه کشیشان آن همجنسگرایی میکنند !
هیچ گاه این روش محاجه کردن یک روش عالمانه ای نیست ما باید بر سر آنچه هر دو قبول داریم بحث کنیم نه بر سر آنچه هر دو انکارش میکنیم ما که با هم سر جنگ نداریم .........و بعد چای و شیرنی ای که براشون آورده بودند به او تعارف کرد هر دو متفکرانه در حالیکه به  بازی نوه  ونتیجه های ننجون تو باغ نگاه میکردن چای و شیرنی رو خوردن وعلی ادامه داد
در باره ادعای عدم آزادی اقلیتها اشکال از دین نباید باشد بلکه مساله حکومتی و سیاسی است و از بد عمل کردن مدعیان دینداری و گر نه در حکومت حضرت علی ،وقتی که شنید لشگریان معاویه طلا از پای یک زن یهودی دزدیدند بر منبر کوفه رفت و فریاد میزدکه اگر کسی از این غصه جان بدهد مورد ملامت نیست و میبینیم اول شخص حکومت اسلامی وقتی که بر سر مساله ای با یک مسیحی نزاع پیدا میکند، به طور مساوی به قاضی میروند و یا نمونه های بسیاری داریم که وقتی حضرت علی دید پیر مردی مسیحی نابینا شده و گدایی میکند پرسید او چرا گدایی میکند گفتند در جوانی کارگربوده در پیری نابینا شده برای امرار معاش گدایی میکند حضرت حکم میدهد که حقوق وی را باید از بیت المال پرداخت شود و مردم را خطاب میکند تا جوان و توانا بود از وی بهره کشیدید و وقتی نابینا شد رهایش کردید!
دیوید :حق با تواست واقعاً ایرانیان ویا بهتر بگویم مسلمانان مردم خوبی هستند.ولی شما که می گویید بر اساس قرآن عمل می کنید قرآن شما می گوید:
، قران در سوره 5 : 48 میگوید این کتاب نیامده تا جایگزین کتاب مقدس شود بلکه آمده است تا آن را تایید و تصدیق کند .این تایید و تصدیق کتاب مقدس در سوره های 2 : 89 و 2 : 101 و 6 : 9قران تصدیق میکند که تورات ، زبور و انجیل کلام خداوند می باشند . تایید قران بر کتاب مقدس بسیار واضح می باشد . در سوره 3 : 3 – 4 میگوید : و او ( خدا) تورات را بر موسی فرستاد و انجیل را بر عیسی تا هدایتی برای بشر باشد . 2 و 46 : 12 تکرار شده است .
سوره 10 : 94 حکمی است که بر محمد ( و تمام مسلمین ) نازل گردیده است : پس هر گاه شک و ریبی از انچه به تو فرستادیم در دل داری از علمای بی غرض اهل کتاب اوصاف تو را بپرسند .
این ایه بوضوح می گوید زمانیکه مسلمانان سوالی یا شبهه ای در قران دارند باید به انجیل مراجعه کنند . این ایه به روشنی می گوید که در خصوص هر گونه شک و ریبی درخصوص وحی نازل شده در قران محمد با علمای اهل کتاب مشورت کند .بنابراین سوره 10 : 94 به محمد حکم میکند تا اعتبار و صحت پیام قران را با متن کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان چک کند .
قران بارها تاكید میكند كه محمد آمده تا كتب مقدس مسیحیان و یهودیان را تایید كند . قران نمیگوید محمد برای جایگزینی ، تصحیح و یا اضافه كردن كتاب مقدس امده است . بعضی از آیات قرآنی در این خصوص ذکر میکنم :
سوره 46 : 12 – سوره 41 : 43 و 42 : 13 و سوره 46 : 9
علی: بله همه از مواردی می باشد كه میگوید محمد(ص)جهت تایید كتب مقدس یهودیان و مسیحیان آمده است نه آنكه آنها را باطل كند یا قرآن را جایگزین آنها كند .
من هم همین را می گویم ما باید بر سر آنچه هر دو قبول داریم بحث کنیم نه بر سر آنچه هر دو انکارش میکنیم
شما می فرمایید که مسیح یک شحص واحد است و همزمان دو ماهیت یا ذات دارد، که یکی ماهیت الهی است که طبق عقیده شما هیچ محدودیتی ندارد و ماهیت دیگر او ماهیت انسانی است که محدودیت دارد، و شما طبق الهیات خاصتان آیات و گفته های عیسی را طبقه بندی و مجزا می کنید که در جایی مربوط به ماهیت انسانی و در جای دیگر مربوط به ماهیت الهی اوست.
این عقیده شما در اصل به این معنی است که مسیح دو مرکز تصمیم گیری، تفکر و آگاهی در خود دارد که یکی محدود و دیگری نا محدود است. این نگرش از مسیح دو «شخص» می سازد حتی اگر شما این را تکذیب کنید، زیرا یک «شخص» واحد تنها از یک مرکز خودآگاهی و تصمیم گیری برخوردار است، یا همه چیز را می داند یا اینکه از دانش مطلق برخوردار نیست، یا قادر مطلق است یا نیست، هر دوی اینها نمی تواند همزمان باشد.
با وجود این تناقضات محرز و غیر منطقی بودن این عقیده (سوای مغایرت آن با تعلیم کتاب مقدس) شما آن را «کاملا منطقی و عقل پسند» می دانید! خیلی دوست دارم تعریفتان را از «منطق» بدانم.
"برای بار صدم .... عیسی مسیح از لحاظ انسانی مولود است او خدای کامل انسان کامل است ..."

امثال 22:8-30 صحبت از مولود شدن عیسی قبل از بوجود آمدن کوهها می کند، شما بر چه اساسی میگویید
که عیسی از لحاظ انسانی مولود است!
شما برای بار n ام هم بگویید عیسی مسیح خدای کامل و انسان کامل است، چیزی را ثابت نکردید و تنها در سطح یک شعار باقی می ماند و موضوع مطرح شده از سوی من نیز بی جواب:

شما جواب بدید چگونه ذات تعالی با جسم گرفتن ( که شمامیگویید درحیات زمینی او تنها جسم بود ) تغییر میکند ؟
عملا این تغییر است و در ذات خدا تغییر راه ندارد ...."
عیسی همذات(هم جوهر) با خدای تعالی نبود که بگوییم در ذات خدای تعالی تغییری ایجاد شده است. عیسی یک موجود روحی بود و خدای تعالی می تواند ماهیت الهی یک موجود روحی را تبدیل به ماهیت انسانی کند. ("و کلمه جسم گردید." --- یوحنا 14:1)
خدا عقل رو آفرید و آن را وسیله ای برای شناخت خودش قرار داد عقل اگر نتواند خدا را بشناسد پس فایده اش چیست؟؟

اگر خدا به ما عقل داد و ما را به این خاطر بر حیوانات شرف بخشید بعد بیاید و بگوید که به خدایی ایمان بیاورید که ضد عقلتان است که این نقض غرض خلقت است.
آری خدا باید به گونه ای باشد که عقل بشر ضدیت نداشته باشد.
دیوید جوابی نداد و بعد سکوتی مدت دار گفت:
"یک سوال دیگر هم از شما دارم اینکه چرا در برابر سخنان مسلمانان و زمانیکه کلیت کتاب مقدس را زیر سوال می برند بحث نمی کنید و تنها با مسیحیان که به قول شما تثلیث گرایان نام گرفته اند ؟"

علی:شما از کجا می دانید که من راجع به موضوعات دیگر با مسلمانان بحث نمی کنم؟!

توجه خاص من به گفتگو با تثلیثگرایان راجع به عقیده تثلیث بخاطر این است که آنها خود را بعنوان مسیحی و پیرو تعالیم کتاب مقدس معرفی می کنند و با ترویج عقایدی نظیر تثلیث که هیچ پایه و اساسی در کلام ندارد تصویر نادرستی از یَهُوَه خدای تعالی و سرورمان عیسی مسیح ارائه می دهند.
فرمایش ما: "مثلا مصلوب شدن مسیح را صد در صد قبول داریداما قران میگوید عیسی مصلوب نشده است؟ نظرتان چیست؟"
من فقط کتاب مقدس را به عنوان مرجع قبول دارم و تعالیمی که با تعالیم کتاب مقدس مغایرند را بکلی رد می کنم.


مثلا در مورد کلمه شما می گویید:
 شما میخواهید بگویید عیسی بجای خدا سخن گفت اما این بجا که شما میگویید از ازل بوده و تجسد میگیرد به
زمین می اید و زندگی میکند"
کجا گفته شده است که از ازل بوده؟! عیسی مولود شده است و بوجود آمده است، مولود شدن و بوجود آمدن امری است که تنها در محدوده زمانی قابل تعریف است، اگر اشتباه نکنم شما نیز قبلاً در تعریف خدای تعالی گفتید که او مولود نمی باشد، حال راجع به عیسی مسیح آمده است که او مولود شده است. منطقاً، عقلاً و بر پایه کتاب مقدس تنها نتیجه گیری صادقانه و درست آن است که بپذیریم عیسی ازلی نیست.

فرمایش شما: "ضمن انکه هیچ گفته نشد مسیح بجای خدا سخن گفته است بلکه کلمه خدا جسم پوشید"

«کلمه خدا» یعنی سخنگو و زبان خدا (به شکل مجازی) و اگر به آیات دقت کرده باشید دیگر جای سوال باقی نمی ماند:
یوحنا 50،49:12: « زآنرو كه من از خود نگفتم لكن پدری كه مرا فرستاد به من فرمان داد كه چه بگویم و به چه چیز تكلّم كنم. و میدانم كه فرمان او حیات جاودانی است. پس آنچه من میگویم چنانكه پدر به من گفته است تكلّم میكنم.»یوحنا 17،16:7: «عیسی در جواب ایشان گفت: تعلیم من از من نیست بلكه از فرستنده من. اگر كسی بخواهد اراده او را به عمل آرد دربارة تعلیم خواهد دانست كه از خدا است یا آنكه من از خود سخن میرانم.» ادامه فرمایش شما: "این خیلی واضح است بحث موقعیت و جا و مکان نیست بلکه میگوید کلمه که همان لوگوس خدا می باشد با تمام پری کولسیان 2 : 9 جسم بر خود گرفت این کاملا واضح می گوید عیسی خداست" خیر، تفاسیر شما همگی بر خلاف آیات صریح کتاب مقدس هستند.
در یوحنا 14:1 آمده است که «کلمه جسم (در یونانی: sarx، گوشت) گردید»! در این آیه نیامده است که کلمه بر خود جسم گرفت یا لباس جسم پوشید آنطور که شما و سایر هم ایمانانتان مرتباً اظهار می دارید.
یوحنا 14:1 بوضوح می گوید که کلمه جسم (اشاره به طبیعت بشری) ««« شد »»» .
دیوید جان موضوع مثل این روز روسنه و مثل این آب شفافه فقط باید با وجدان پاک ومنطقی بادقت روش تأمل کنی درباره تثلیث هم چون مسیحیان میگویند مسیحیت واقعی یعنی تثلیث من در این باره بحثث کردم در حالی که قبلا مفصل اثبات کردم که در کتاب مقدس هیچ آموزه ای در این باره وجود نداره وقت نهار و نمازه بریم بالا انشاالله خدا دستگیر همه ی ما باشه برادر عزیز.
دیوید ساکت بود انگار از ژرفای تاریخ حرفهای علی رو می شنید ومثل آدمهای مسخ شده بدنبالش راه افتاد ورفت.
منم خوب به حرفهاشون فکر کردم واقعاً حق با علی بود من و تمام دوستام از آب و کاشی ودرخت و خورشید و گل....از اول یه خدا بیشتر نداشتیم و عاشق همونیم و اونو می پرستیم به  قول علی انشاالله خدا دستگیر همه ی ما باشه.
 روزها سپری شد همه رفتند ننجون روز ها عصا زنان می آمد و کنار ما قرآن می خواندوصحبت می کردیم هرچند او صدای ما رانمی شنید ولی روزهای خوبی بود تا اینکه با یکی از دخترانش برای پابوسی حضرت رضا (ع) به مشهد مقدس رفت کاش ما را هم با خود می برد ،خیلی تنها شدیم دیگرخبری از آن برو و بیا نبود بیشتر   همصحبتی او بود که ما راشیفته خود کرده بود  بدون او  روزها به سختی می گذشت. یکی از همسایه ها به باغ آب می داد ولی آب حوض روز به روز گرمتر و کدر ترمی شد مگر بارانی ببارد تا این آب از جوشش بایستد. روز ها با امیدواری گذشت و....
مثل اینکه صدای رعد بود،بله قطره قطره به درشتی پولکهای طلایی من، آب لبریز  شد ولی حزن وحرارتم همچنان بالاتر از صبرم بود چقدر گله و شکایت دارم وقتی بیاید ...خدایا صدای درخانه بود؟ صدای عصای او وعلی ودیوید همه دور من بودند سلام کردند و زودتر از همه علی گفت دیوید رو می شناسی اومسلمان شده و الان نامش حسین است حسین دستی به آب زد و گفت الان عید من است از شنیدن صدایشان تازه شدم ولی باور نمی کنید جمله ی آخر آنقدر مرا شاد کرد که هر چقدر خواستم احساساتم رامخفی کنم نشد جستی زدم  و بیرون پریدم و همه راتمام قد و شاد دیدم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
http://geniecrute.blog.fc2.com/blog-category-0.html
چهارشنبه 18 مرداد 1396 04:29 ب.ظ
As the admin of this web site is working, no doubt very
shortly it will be famous, due to its quality contents.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 07:28 ق.ظ
I visit everyday a few sites and blogs to read articles or reviews, but this website presents quality based writing.
جمعه 29 فروردین 1393 03:06 ب.ظ
خیلی قشنگ بود
پاسخ سونیا سجادی : ممنون که سر زدید.
یا علی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر